|
تو هم برو مثل همه
من همان پسرکی هستم که در کوچه های شهر ستاره میچید آری همان که كوچه هاي خندان شهر قاصدك مي فروخت . اري همان پسركي كه پرواز افتاب را به تماشا مي نشست.همان نغمه ي سبزي كه ميهماني شب را از عطر ياسهاي وحشي پر مي كرد. من همان پسركي هستم كه در بركه اشك نگاه هاي ملول نيلوفر اميد مي ريخت همان پسركي كه اسير باور باران بود .هماني كه زبان گل سرخ را مي فهميدو در قلب گل ها اشيان كرده بود. گرچه سرداب اسمان عطر باران را از من دريغ كرد اما اي كاش مي شد شيشه ي ديدگانم ابي روشن كبوتران باشد..... آری من همانم که رهایم کردی + نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385 14:23 توسط دیوونه اما نه دیوونه ی تو |
|
| ||||||