دیگه فرقی نمیکنه" بود و نبودمو میگم اینقدر دلم غم گرفته که فکر کنم اگه بخوام برم هم خدا گناه حسابش نکنه"دیگه از این ینواختی خسته شدم "از این بی تفاوتی ها از این عشقای دروغ"نه اینکه اینقدر خر شده باشم به خاطر شکست تو عشقی بخوام خودمو بکشم"هر چند که اونم واسه خودش دلیل خوبیه ولی از همه چی خسته شدم"زندگی هم واسه خودش رنگ نامردی گرفته"بی خیال نیمیخوام همش نق بزنم"ولی...
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385 1:11 توسط دیوونه اما نه دیوونه ی تو
|